پايان رسيدن اين دوران محصولات شما ديگر با قيمت بالاي اوليه براي مشتري ارزش نخواهد داشت. اگر مي خواهيد براي مشتريان اقتصادي خود محصولي ارائه کنيد بهتر است برند جديدي موقتاً با قيمت پايين تر به بازار عرضه کنيد. اين استراتژي به شما کمک مي کند تا ارتباط خود را با مشترياني که در اين دوران به قيمت حساسيت بيشتري نشان مي دهند حفظ کنيد و از ارتباط دادن اين نوع برند با برندهاي معروف شما جلوگيري شود. بعد از اينکه دوران رکود به پايان رسيد مي توانيد در مورد ادامه دادن يا متوقف کردن اين استراتژي تصميم گيري کنيد.
* برندهاي قوي را در اولويت قرار دهيد و برند هاي ضعيف را رها کنيد: در بازار هاي پرتلاطم، برندهاي قدرتمند حتي ممکن است قدرت بيشتري پيدا کنند. ديگر در چنين موقعيتي زمان سرمايه گذاري و هزينه کردن بر برند ها و محصولاتي که از خوشه ارزشي49 قدرتمندي بي نصيب اند و جايگاهي در ميان مشتريان ندارند، نيست. با تقويت برند هاي قدرتمند خود ارزش و اطمينان آن ها را نزد مشتري بهبود دهيد. همواره به خاطر داشته باشيد که در شرايط تلاطم قدرت برند هاي شما تضمين شده نيست و ممکن است گرفتار امواج تلاطم کسب و کار شود.(کاتلر50 و همکاران، 2009)
2-3-1-2.واکنش نادرست مدير در مواجهه با تلاطم بازار
هر شرکتي با انتخاب‌هاي دشواري مواجه مي‌شود، به ويژه وقتي که اقتصاد با رکود مواجه است يا بد‌تر از آن به حالت توقف مي‌رسد. مجله بيزينس ويک، ده اشتباه فاحشي را که شرکت‌ها در تلاش براي رويارويي با اقتصاد دوره رکود يا متلاطم مرتکب مي‌شوند، فهرست کرد.
اين فهرست به مديريت يادآوري مي‌کند که توانايي نوآوري پايدار، يکي از معدود روش‌ها جهت حفظ مزيت رقابتي و جدا کردن خود از رقبا است، مگر اينکه شرکت واقعا بخواهد با قيمت رقابت کند .ده اشتباه بزرگ در رابطه با نوآوري که شرکتي مي‌تواند در دوره تلاطم و آشوب مرتکب شود:
* اخراج کارکنان ماهر
* کاهش هزينه‌هاي فناوري
* کاهش ريسک
* توقف توسعه محصولات جديد
* اجازه هيات‌مديره که مديران‌عامل کاهنده هزينه‌ها را جايگزين مديران عامل رشدگرا کنند
* عقب‌نشيني از جهاني شدن
* اجازه مديران عامل براي تغيير نوآوري به عنوان راهبرد کليدي
* تغيير معيارهاي عملکرد
* تقويت سلسله‌مراتب به جاي همکاري
* عقب‌نشيني به درون شرکت.(کاس51 و همکاران، 2010)
طبيعي است که هنگام محدوديت، بودجه شرکت‌ها محافظه‌کار‌تر خواهند شد، اما بنگاه‌هايي که ريسک‌گريزند، در توسعه محصول جديد سرمايه‌گذاري نمي‌کنند و بنابراين نياز به همکاري را مدنظر قرار نمي‌دهند و در نتيجه هنگامي که بازار به رشد و رونق برمي‌گردد، رقابت کردن براي آن‌ها دشوار مي‌شود. از طرف ديگر، شرکت‌هايي که در تحقيق و توسعه، و توسعه محصول جديد سرمايه‌گذاري مي‌کنند، موقع رکود و بحران نيز به کسب درآمد خود ادامه خواهند داد.
در حقيقت، اين شرکت‌ها فقط به کسب درآمد ادامه نخواهند داد، بلکه برندگاني هستند که همواره از دشوار‌ترين شرايط اقتصادي با موفقيت خارج مي‌شوند و تقريبا همواره بر رقباي خود از نظر عرضه محصول يا خدمت جديد غلبه مي‌کنند.(کندي52 و همکاران، 2013)
يکي از اقدامات کليدي که هر شرکتي مي‌تواند در طول دوره تلاطم انجام دهد، پذيرش تفکر دوره دشوار است. در دوره‌هاي دشوار، عملگرا‌ها حاکم مي‌شوند. با دشوار شدن نتايج کسب‌وکار، افراد محيط اقتصادي نامطلوب را مقصر مي‌دانند. اما حتي در سخت‌ترين شرايط نيز بعضي از رقبا از ديگران جلو مي‌افتند. تنها راه برنده شدن، استفاده از فرصت‌ها است: تصميمات عملي و متفکرانه‌اي اتخاذ نماييد که به شرکت و محصولات شما شانس بقا و حتي رشد و گسترش را مي‌دهد.(تراواتاناونگ53 و همکاران، 2011)
2-3-2. مفهوم شدت رقابت
رقابت، به معناي تلاشي است که مجموعه رقباي حاضر در يک صنعت، جهت تحت فشار قرار دادن يکديگر به کار ميگيرند و در اين مسير، هر يک از رقبا حداکثر توان و استعداد خود را در جهت بقا در ميدان و دستيابي به مقدمات رشد و توسعه اتي اعمال مي نمايد.عواملي مانند ماهيت رقابت در سطح کلان و نيز راهبردهاي اداره شرکت، تاثير بسزايي بر ميزان رقابت پذيري دارند.(رضايي و عازم،1391)
شرايط بازار ماهيت و شدت رقابت را شکل داده و پويايي هاي صنعت را تحت تاثير قرار مي دهد.شدت رقابت به موقعيتي که به دليل وجود تعداد زياد رقبا در بازار و فقدان فرصت هاي رشد، رقابت بسيار شديد است اشاره مي کند. در صورت نبود يا وجود رقابت اندک، ممکن است سازمان از عملکرد مناسبي برخوردار باشد زيرا ممکن است مشتريان ناگزير از مصرف محصولات شرکت باشند.در حالي که در شرايط رقابت شديد مشتريان از گزينه هاي متعددي برخوردارند. در نتيجه شدت رقابت تاثير اساسي در عملکرد بنگاه داشته و سازماني که قادر به تجزيه و تحليل رقبا نباشد عرصه را به رقبا واگذار خواهد کرد. (منگو و آو، 2005)
هر چقدر شدت رقابت بازار افزايش يابد اغلب شرکت ها محدوده محصولات خود را افزايش داده، عمر توليد محصول خود را کاهش مي دهند، کانالهاي جديد توزيع کالا به وجود امده و حساسيت بازار افزايش مي يابد براي وفق با اين شرايط شرکت ها استراتژي هايي شامل تنوع محصولات، خدمات و قيمت ها را اعمال مي کنند.(وو54، 2012)
شدت رقابت به توانايي و تمايل رقبا براي تغيير تصميمات آميخته بازاريابي به منظور به دست آوردن مزيت رقابتي اشاره دارد. شدت رقابت سبب شده که شرکت هاي مالي خدماتي در دوره جديد، مراقبت از سهم بازار و حفظ آن را از الويت هاي مبنايي و اساسي خود بدانند.(کيوان شکوهي،دارايي،1389)
رقابت در بازار يک عامل کليدي زيست محيطي فراهم مي کند که يک شرکت در هر دوي انگيزه ها و چالش ها همکاري کنند. تعدادي از محققان استدلال کرده اند که با تشديد رقابت در بازار توليد انگيزه هاي خارجي با هم همکاري مي کنند.به عنوان مثال وقتي در بازار رقابت تشديد شود عملکرد شرکت به شدت تحت تاثير اقدامات انجام شده توسط رقبا مي شود. (وو، 2012)
اين متغير به وسيله شاخص هاي ذيل اندازه گيري مي شود:
رقابت قيمت يک ويژگي در صنعت ما است، تقريبا هر کسي يک حرکت رقابتي جديد هر روز مي شنود.
2-3-2-1.شدت رقابت در صنعت بانکداري
دليل رقابت در بين رقباي موجود به طور معمول به 2 اصل بر مي گردد:يكي اينكه اين سازمانها احساس فشار مي كنند و ديگري اينكه احساس مي كنند فرصتهايي براي پيشرفت برايشان فراهم شده است. به عنوان مثال،بانکهاي دولتي با نگاه اول و خصوصي ها با نگاه دوم دست به رقابت مي زنند.اين رقابت البته مانند چاقويي 2 لبه است كه مي تواند همه را دچار درد سر سازد يا اينكه موجب پيشرفت كل صنعت شود. بدين معني که رقابت شديد هم مي تواند سودآوري را تضعيف کند، هم مي تواند با رشد پتانسيلهاي صنعت زمينه سودآوري را فراهم آورد.يكي از معمول ترين دردسر هاي رقابت در بين رقباي موجود جنگ قيمتهاست كه توان سوددهي يك صنعت را به شدت تضعيف مي كند. مبارزات تبليغاتي هم جنبه ديگري از اين رقابت است كه ممكن است سطح تنوع خدمات و محصولات را به نفع همه شركتهاي آن صنعت افزايش دهد . در كل بايد گفت اين رقابت معمولا با استفاده از تاكتيك هايي چون مبارزه بر سر قيمت، مبارزات تبليغاتي، معرفي محصولات يا افزايش سطح خدمات صورت مي گيرد كه در هر صنعتي مي تواند مثبت يا منفي باشد. (داوس و ننيز-تيل55، 2013)
هنگامي كه شركتهاي فعال در يك صنعت زياد هستند،احتمال وجود شركتهاي تك رو و خودمدار بالاست.اين احتمال اما در صنعت بانكداري به دليل نظارتها و حساسيتهاي بالا ضعيف به نظر مي رسد. در حالتي ديگر ممكن است شركتهاي هم اندازه در يك صنعت به دليل رقابت با هم باعث ايجاد بي ثباتي در وضع آن صنعت شوند. در طرف مقابل،اگر صنعت تحت تاثير يك يا دو شركت پيشرو باشد، اين احتمال وجود دارد كه اين شركتها بتوانند نظم رفتاري خاصي را برقرار سازند. البته به دليل فاصله نزديك بانكهاي كشور، اين اثر گذاري به طور كامل هيچ گاه مشاهده نشده است. (باقري،1391(
آنچه كه ممكن است براي شركتهاي يك صنعت رخ دهد بازي سهم بري است. بازي اي كه اين روزها بانكهاي كشور به شدت به آن مشغول اند.يكي از دلايل شروع اين بازي رشد كند صنعت براي شركتهايي است كه به دنبال توسعه هستند که اين نياز به توسعه در بانکهاي خصوصي بيشتر ديده مي شود.بر همين مبنا شاهديم که جنگ سهم بري در ميان آنها بسيار سخت تر از بانکهاي دولتي در جريان است،اما نکته جالب در اين ميان موضوع تمايز است.تمايز در عرصه رقابت،لايه هاي نفوذ ناپذيري را در مقابل ابزارهاي رقابتي ايجاد مي كند.اين تمايز است كه ترجيح و تعلق خاطر به وجود مي آورد و بر كسي پوشيده نيست كه ما در بانكداري تغيير يا تمايز چنداني را تجربه نكرده ايم و در اين راستا هزينه اي نكرده ايم. به تعبير بهتر هنوز از لايه نفوذ ناپذير تمايز استفاده و بهره نبرده ايم.بدين صورت، تنها نوع رقابت با مفهوم و داراي کارکرد در ميان ما رقابت بر سر قيمت است، چه اينكه تفكيك و تمايز هيچگاه براي مديران ما محلي از اعراب نداشته است. (داوس و ننيز-تيل، 2013)
نكته قابل ذكر ديگر در خصوص رقابت بين رقباي موجود آن است كه رقابت كنندگان از نظر استراتژي، منشا و روابط شان اهداف متفاوتي را دنبال مي كنند.پس شركتها زمان زيادي را صرف درك اين موضوعات مي كنند،اگرچه ممكن است مقررات رفتاري خاصي را براي رقابت در يك صنعت وضع كنند،چنان که به طور مثال شاهديم که بانکهاي خصوصي براي ايجاد اين مقررات رفتاري دست به تشکيل کانون هماهنگي بانکهاي خصوصي زده اند؛البته اينكه الزام به اين مقررات چگونه و تا چه حد است هميشه مناقشه برانگيز بوده است. تجربه عدول از قرارهاي رفتاري در عرصه رقابت را در همين کانون هماهنگي بارها شاهد بوده ايم. نكته شايان ذكر آن است كه عواملي كه شدت رقابت را تعيين مي كنند ممكن است دچار تغيير شوند. نمونه بسيار عادي آن رشد صنعت است . همان طور كه مي دانيم هرچه صنعت بالغ تر باشد نرخ رشد آن كاهش مي يابد كه اين امر منجر به تشديد رقابت،سود كاهنده و تحولات اساسي مي شود.اگرچه يك شركت بايد خود را با عوامل زيادي كه شدت رقابت را در يك صنعت تعيين مي كنند تطبيق دهد،اما شركتها از آزادي عمل نيز برخوردارند كه البته اين آزادي عمل از طريق تغييرات استراتژيك فراهم مي آيد. (باقري،1391(

2-3-3.مفهوم تمرکززدايي
تمرکز زدايي به معناي انتقال قدرت، اختيار و مسئوليت دولت به سازمانهاي دولتي، موسسات نيمه مستقل، بخش تعاون يا خصوصي است.(فالچ56 و همکاران، 2012)
عدم تمرکز يا تمرکز زدايي مفهومي است که در مقابل تمرکز گرايي بکار مي رود. به باور صاحبنظران، تمرکز و عدم تمرکز مطلق وجود ندارد، اما براي درک بهتر اين دو مفهوم، مي توان تمرکز مطلق و عدم تمرکز را در دو سر يک طيف با ويژگي هاي زير در نظر گرفت. در تمرکز مطلق که ممکن است در سطوح متفاوت سياسي، اقتصادي، مديريتي، آموزشي و نظاير آن وجود داشته باشد، تمام اختيارات در دست حکومت مرکزي است و هيچ گونه حق تصميم گيري به واحدهاي موسسه اي پايين تر داده نشده و همگي، مجري سياست هاي حکومت مرکزي هستند. در سر ديگر طيف، يعني در عدم تمرکز مطلق، حکومت مرکزي تمام اختيارات را به واحدهاي موسسه اي پايين تر واگذار مي کند.(يونسکو57، 2005)
در نظريه هاي اقتصادي، تمرکز زدايي عبارت است از انتقال مسئوليت و وظايف برنامه ريزي، مديريت و گرداوري و تخصيص منابع از سوي دولت و سازمانهاي مرکزي به واحدهاي منطقه اي، وزارتخانه ها،واحدهاي رده پايين در سطوح مختلف دولت، شرکت هاي دولتي نيمه مستقل، مقامات مسئول محلي و سازمانهاي غير دولتي (مارتينز و ناب58، 2005)
اين متغير به وسيله شاخص هاي ذيل اندازه گيري مي شود:
تصميم گيرنده فردي داراي آزادي

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید