و خود نيز حکومت هاي کوچکي را به وجود آوردند و به حکومتي مي پرداختند مهم ترين افراد اين قبيله عبارتند از : مير عبدالنبي (1876 ميلادي) – ميربرکت(1920ميلادي) و ميرزا(1965ميلادي) که خودشان نيز حکومتي مي کردند
بعضي از افراد و کارگران و سربازان ميرها تا حدودي به مردم آزار مي رساندند ولي به محض اطلاع حاکم، آنها را سخت مجازات مي کردند و اگر سربازي بدون اجازه و دستور مير وارد خانه کسي مي شد آن فرد بايد اعدام مي شد و چندين بار اين عمل نيز انجام شده است .
ميرها قدرت فراواني داشتند و همين قدرت باعث تمايز آنها شده بود و با گرفتن ماليات از ثروتمندان مشکلات اقتصادي خودشان را رفع مي نمودند.
خان
خان ها افرادي بودند که در دوره رضا شاه و حتي قبل از آن به حکومتي در بعضي از مناطق مي پرداختند و تا حدود زيادي امنيت را برقرار مي کردند کار خوب و شايسته آنان اين بود که هميشه کسي از شخصي شکايتي داشت حق را به حق دار مي رساندند و اجازه نمي دادند که حق کسي را شخص عادي پايمال کند در حالي که خودشان تا حدي اين کار را انجام مي دادند . خان ها به شکل قراردادهايي شفاهي با حکومت مرکزي ، تامين امنيت را در قسمت هايي از بلوچستان بر عهده مي گرفتند و با گذاشتن کدخدا در هر منطقه امنيت را در زير نظر داشتنذ. آنها با اعزام والي خود هر سه ماه يکبار از مردمان يا رعيت خود ماليات مي گرفتند . بيشترين افراد اين قبيله در شهرهاي ايرانشهر ، نيکشهر ، فنوج و بنت ساکن هستند . آخرين کسي که از خان ها به حکومتي رسيد فردي به نام علي خان بود که توانست امنيت را برقرار کند و سلطه گري را نيز تا حدي کاهش دهد . هم اکنون فرزندان و نوادگان آنان در شهرهاي مذکور مانند ساير مردم عادي به زندگي مشغول اند اما خوشبختانه گروهي از آنان با کنار گذاشتن قوميت و حس خان بودن به دليل تغيير ساختارهاي سياسي ، اجتماعي و فرهنگي خود شروع به تحصيل کرده اند و تا سطح بالايي از مدارج علمي را طي نموده اند .
هوت
سرزمين اوليه هوت ها منطقه اي به نام (دادل سيوي ) در کراچي پاکستان است که منشا اصلي اين قوم پاکستاني مي باشد بزرگترين فرد اين قبيله شخصي به نام هوت عمر است که جد همه هوت ها مي باشد وي در چابهار و مناطق نزديک آن سکونت داشته است امروزه هوت ها در شهرستان جاسک (گابريک و حوزه غرب) نيکشهر ـ چابهار ـ کنارک و … ساکن هستند اين قبيله افرادي بسيار شجاع ، ساده و رو است مي باشند که شغل اکثر انان کشاورزي و دامداري است .
در اين قبيله نيز جنگ هاي متفاوتي شکل گرفته است که پس از سالها دوباره به صلح و سازش خاتمه يافته است .
امروزه هوت ها را نيز با عنوان دگاراني يعني فرزندان دگار نيز مي شناسند.
بلوچ
بلوچ ها افرادي هستند که خودشان را از همه قبايل خالص تر مي دانند و به مير ـ هوت و … گرايش ندارند هر چند امروزه به دليل ازدواج ها تميز دادن افراد بلوچ مشکل شده است و با ميرها و خان ها و ساير گروه هاي ديگر آميخته شده اند. طرز تفکر آنها نسبت به ساير افراد کامل و متفاوت است و آنها خواستار زندگي راحت و بدون دردسر هستند . آنها با بردگي مخالف بودند و همه را برابر و برادر مي دانستند . بلوچ ها قبيله اي از قوم بلوچ بودند که کار کردن و تلاش براي کسب امرار و معاش را بهتر از درگيرهاي قبيله اي و نزاع بين يکديگر مي دانستند .
بيشترين تحصيل کردگان ، هنرمندان ، شاعران ، علما و ساير شخصيت هاي مهم علمي و هنري امروز و حتي قديم را همين گروه تشکيل مي داد.
رند
اصالت اصلي و قومي مردمان قبيله رند به منطقه اي به نام (سارت اف ) در بلوچستان بر مي گردد که آنها بعداً با ساير افراد قبيله هاي مختلف را ازدواج کردند و قبيله آنها کم رنگ شده است.
قبيله طاهرزيي (گرگيج) در شهرستان سيريک جز اين گروه به حساب مي آيند.طاهرزهي ها نيز توانستند در دوره پهلوي دوم حکومت هاي محلي براي خود ايجاد نمايند.
پژ
پژ قبيله اي بزرگي است که در منطقه بلوچستان پاکستان و ايران وجود دارد اين قبيله در شهرهاي نيکشهر و اطراف آن نيز وجود دارد.
براهويي
مرکز اصلي اين قبيله در بلوچستان پاکستان مي باشد و الان همه ي اعضاي اين قبيله در پاکستان به سر مي برند .
براهويي افراد خيلي قد بلند و خوش هيکل هستند که زماني هر کس فرد بلند قدي را ببينند مي گويند فلاني براهويي است براهويي نيز قبيله بسيار بزرگي در پاکستان مي باشد .
جدگال
جدگال طبقه اي است که اکثر آنان در منطقه ي دشتياري واقع در چابهار سکونت دارند اين قبيله يکي از بزرگترين قبايل در منطقه خودشان مي باشد. قبيله جدگال داراي گويش خاصي مي باشد که به جدگالي معروف است.اين گويش بسيار سخت است و فهميدن آن براي مردم عادي کاري بسيار دشوار مي باشد گروهي از افراد اين قبيله اصالت خود را سندي مي دانند و گويششان نيز به سندي نزديک است . تعداد زيادي از لغات موجود در بلوچي نيز در گويش جدگالي وجود دارد و جدگال ها نيز مي توانند به زبان بلوچي تکلم کنند .
سيد
سيد کلمه اي عربي است و به معني سرور و آقا به کار مي رود و به منزله احترام به اشخاص خاصي گفته مي شود.
سيدهاي منطقه از فرزندان پيامبر و نوادگان علي مرتضي(ع) و فاطمه زهرا(س) مي باشند.اين افراد معمولا به کارهاي ديني مي پرداختند و گروهي نيز به طبابت و دعا نويسي و طلب شفاعت براي بيماران مي پرداختند. طبقه سيد ، طبقه اي بود که از شان و منزلت اجتماعي نسبتا فراواني در منطقه دارا بود. بنا به گفته اي اجداد سيدهاي مکران شخصي به نام سيد محمد قتال ولي بوده که در قرن هفتم هجري از بغداد به جنوب فارس(بستک) مهاجرت نموده و با خانزاده ها و حکمرانان منطقه وصلت نموده است.
قبايل ديگري نيز در بلوچستان وجود دارند که عبارتند از ( ريگي ـ نارويي ـ شه بخش و … ) که در شهرهاي زاهدان ـ سرباز و سراوان سکونت دارند . گروهي از نارويي ها نيز خود را قوم مهاجر از کشور افغانستان مي دانند .
ازدواج اکثر اين قبايل درون گروهي بوده ، اما در ازدواج برون گروهي نيز در ميان آنها وجود داشته است. حتي در شرايطي قبايلي که جز ذات هاي فرا دست جامعه بوده از دايره قوم بلوچ فرا تر رفته و با جت ها و نوکر ها نيز پيوند زناشويي برقرار مي کردند.
ساختار سياسي
اهميت برخي از مفاهيم بنيادي در علوم انساني تنها به کتب آکادميک و تخصصي اين رشته محدود نمي شود بلکه بيش از هر چيز ريشه در تحولات تاريخي و اجتماعي جهان دارد.يکي از اين مفاهيم کليدي،”سياست” است؛مفهومي که از طرفي منشا انساني دارد و از سوي ديگر،منشا بسياري از تحولات اجتماعي است.
به نظر مي رسد فهم و واکاوي اين مفهوم و مصاديق اجتماعي آن نيازمند بررسي رابطه ي “سياست”و”جامعه” است؛ بررسي که نيازمند نگاهي جامعه شناختي و به طور خاص “جامعه شناسي سياسي”است.اين ميان رشته اي در علوم انساني عبارت است از بررسي رابطه ميان جامعه، نيروها و گروه‌هاي اجتماعي و ساختار قدرت سياسي از موضوعات عمده اين رشته است.
در ابتدا نگارنده سعي دارد به پرسش هاي ذيل پاسخ دهد:
1)سياست چيست؟نقش سياست در اجتماع و قشربندي اجتماعي چيست؟
2)قشربندي اجتماعي چيست و چگونه از سياست تاثير مي گيرد؟
3)رابطه ي سياست و جامعه را چگونه مي توان تصريح و تبيين کرد؟
مفهوم “سياست56″به عنوان متغير مستقل در اين بررسي،بايد از منظر جامعه شناسي و لغوي مورد بررسي قرار گيرد.سياست در لغت به معناي دانشي است که از شهر(مدينه در عُرف فيلسوفان دوران اسلامي مانند فارابي) ومناسبات شهروندي(مدني)بحث مي‌کند(طباطبايي،22:1387). هم‌چنين سياست به روندي گفته مي‌شود که در آن شهروندان به اتخاذ يک تصميم جمعي مبادرت مي‌ورزند. (امرائي ،31:1388).
حال بايد به تعريف سياست از منظر جامعه شناسي پرداخت،ماکس وبر معتقد است”سياست به معني تلاش براي سهيم شدن در قدرت يا تاثيرگذاري بر توزيع قدرت در ميان دولت ها يا در ميان گروه هاي درون دولت هاست”(وبر،92:1382).
وبر مفهوم سياست را به عنوان يک “حرفه” مطرح مي کند.به اين ترتيب،به دو طريق مي توان اين حرفه را تعريف کرد:”زندگي کردن براي سياست يا زندگي کردن از قبل سياست”.اين جمله را مي توان اينطور تعبير کرد که در نگاه نخست،زندگي سياستمدار در خدمت آرمان است و در نگاه دوم،سياست منبع امرار معاش او در نظر گرفته شده است.
سازمان هاي سياست:
الف)گاهي طبقه بندي برحسب رابطه ي ساخت دولت با جامعه ي مدني،ميزان قدرتجامعه ي مدني و ميزان توده اي شدن جامعه است،بنابراين جوامع سياسي را مي توان اين طور طبقه بندي کرد:
1) جامعه سياسي تکثرگرا؛ در اين نوع جامعه سياسي،جامعه ي مدني و نهادها و موسسات آن خودجوش و نيرومندند و علايق افراد يا توده هاي پراکنده را اصناف و گروه ها و تشکل هاي مختلف سازمان مي دهند.در چنين جامعه اي دولت مستقيما به بسيج حمايت توده هاي بي شکل دست نمي زند و در نتيجه زندگي سياسي از خطر توده اي شدن مصون است(بشيريه،338،1374).
2)جامعه سياسي بسته؛ در اين نوع از جامعه سياسي، سياست نه فعاليتي گروهي است و نه خصلتي توده ايپيدا کرده است بلکه اساسا فرايندي فردي و شخصي است.در اين جوامع،گروه هاي اجتماعي از عرصه ي عمل مستقلي برخوردار نيستند.همچنين مشروعيت ساخت قدرت در اين جامعه ي سياسي از حوزه هاي سنتي و مذهبي گرفته مي شود.
3)جامعه سياسي نيمه سنتي و غيرتوده اي؛در چنين جامعه اي ميان جامعه مدني ضعيف و دولت رابطه ي سازمان يافته و منسجمي وجود ندارد و اغلب حکومت مشروعيت خود را از منابع سنتي کسب مي کند.جامعه مدني در متن تحولات اجتماعي،فرهنگي و اقتصادي توسعه مي يابد.
4)جامعه سياسي بسته توده اي؛در اين جامعه ،گروه هاي جامعه مدني گسترش يافته و نسبتا نيرومندند و خطراتي براي ثبات سياسي ايجاد مي کنند.در واکنش به جامعه مدني دولت بي آنکه توان سرکوب آن خا را داشته باشد،براي تضعيف آن ها اقدام به بسيج توده اي مي کند.
5)جامعه سياسي سرکوبگر غيرتوده اي؛ در اين نوع از جامعه دولت به زيان جامعه ي مدني توسعه يافته و جامعه ي مدني از نظر فعاليت سياسي سرکوب شده است،با اين حال سرشت بسيج سياسي متمايل به بسيج توده اي نيست.
6)جامعه سياسي سرکوبگر توده اي؛در اين از جوامع،دولت جامعه ي مدني را سرکوب مي کند و در مقابل دست به بسيج توده اي در سطحي گسترده مي زند.در اينجا ا اگر جامعه مدني نيرومند و از نظر تاريخي قوي تر باشد، دامنه ي بسيج توده اي گسترده تر مي شود و بسيج توده اي از طريق توانايي ايدئولوژيک دولت و با هدف دفع نيروهاي رقيب صورت مي گيرد.
ب)گونه اي ديگر از طبقه بندي رژيم هاي سياسي بر مبناي “پايگاه اجتماعي” آن ها صورت مي گيرد.به اين ترتيب،ساخت قدرت در اين رژيم ها مي تواند:قدرت عمودي يک جانبه،قدرت عمودي دوجانبه و ساخت ظاهرا دوجانبه و واقعا يک جانبه باشد.
گونه اي ديگر از طبقه بندي رژيم هاي سياسي،چپ يا راست بودن دولت ها بر اساسميزان دخالت دولت در تغيير جامعه است.
حال از ترکيب معيارهاي مذکور مي توان چهار نوع رژيم سياسي را مطرح کرد:
1)رژيم هاي دموکراتيک راست
2)رژيم هاي اقتدارطلب راست
3)رژيم هاي دموکراتيک چپ
4)رژيم هاي اقتدارطلب چپ
نقش سياست در قشربندي اجتماعي:
يکي از دقيق ترين روش ها براي تصريح و تبيين اين رابطه، بهره گيري از مغهوم گفتمان سياسي به عنوان چکيده ي انديشه ي حاکم بر هر يک از نگرش هاي سياسي مذکور است.اين بررسي به صورت عيني و در چارچوب جامعه ايران صورت مي گيرد.بنابراين مي توان به هر قشر اجتماعي گفتمان ويژه اي را نسبت داد و ظهور هر گفتمان سياسي در يک يا چند حزب يا انجمن و… را به صورت کنش ها و جنبش هاي سياسي در هر دوره بررسي کرد. بورديو معتقد است”طبقات تئوريکي که مستعد تبديل شدن به طبقه ي اجتماعي به معناي

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید