به آن احتياج دارد و تمام اديان آسماني برآن صحه نهاده ومخصوصاً دين اسلام آن را بسيار مبارك و ارزشمند تلقي كرده است.66
گفتار چهارم: تعريف ازدواج تحميلي
ازدواج اجباري، پيوند زناشويي رسمي است كه در اين پيوند، رضايت و اراده زوجين يا يكي از آن ناديده انگاشته مي شود و براي برقراري اين پيوند، از انواع فشارهاي جسمي و رواني استفاده مي گردد.
مبحث دوم: اصول ازدواج موفق
بدترين نوع ازدواج، ازدواجتحميلي است، زيراكليه عقود ازجمله عقد ازدواجداراي اصولي مي باشدكه مهمترين اصول آن آزادي اراده، سمت و سو وهدف ازدواج، مشروعيت ورضايت و اهليت طرفين است.
گفتار اول: بررسي آزادي اراده
اين اصل در ازدواج تحميلي وجود ندارد و اگر اراده معيوب باشد، عقد صحيح نيست البته حتي اگر اراده وجود داشته باشد و ظاهري باشد قانون گذار آن را نمي پذيرد زيرا قصد و اراده بايد باطني باشد.
بند اول: رضايت
ماده ي 190 قانون مدني براي صحت هر معامله اي رضايت طرفين را شرط اساسي مي داند و در عقد ازدواج نيز مانند ساير عقود طرفين بايد رضايت كامل داشته باشند.
بند دوم: اهليت طرفين
طرفين بايد براي ازدواج اهليت داشته باشند. حداقل سن ازدواج براي دختر 13 سال و براي پسر 15 سال است. ازدواج تحميلي ممكن است منجر به طلاق شود زيرا فرد در انتخاب همسر دلخواه خود نقشي ندارد در نتيجه زندگي او در آينده مشقت بار خواهد بود و اين مشقت موجب عسر و حرج خواهد بود و به طلاق مي انجامد. بنابراين ازدواج در سنين پايين، ازدواج تحميلي محسوب مي شود.
بر اساس قانون قبلي، سن بلوغ، سن ازدواج بوده يعني دختر در سن قانوني بلوغ (9 سال) مي توانست ازدواج كند كه خوشبختانه با اصلاحيه اخير مجلس شوراي اسلامي و مجمع تشخيص مصلحت نظام، سن ازدواج دختران به 13 سال ارتقاء پيدا كرد و دختران 13 سال نمي توانند به عقد ازدواج ديگري در آيند و پدران نيز نمي توانند آن ها را بدون اجازه دادگاه به عقد ازدواج ديگري در آورند.67
بند سوم: مشروعيت در ازدواج
در عقد نكاح، جنبه اخلاقي عقد بيش از ساير عقود مورد توجه است. به عبارت ديگر هدف زوجين بايد زندگي مشترك باشد. اگر هدف، زندگي مشترك باشد جهت آن مشروع است. اما چنانچه مردي خواهان ازدواج با زني با هدف نامشروع است و قصد سوء استفاده از آن دارد. هر چند به طور مستقل در قانون مطرح نشده است به دليل داشتن جهت نامشروع، درست نيست حتي اگر ازدواج با نيت رفتن به خارج از كشور باشد، نيز عقد صحيح نيست، زيرا به رغم قصد و رضايت باطني، ازدواج صوري است.68
گفتار دوم: عوامل موثر در ازدواج
بند اول: عوامل موثر در ازدواج موفق
الف) خود شناسي و ديگر شناسي
قبل از شناخت طرف مقابل بايد خود را بشناسيم و بطور مثال قبل از خريد كفش و شناخت كفش مناسب بايد اندازه پاي خود را بدانيم بايد در ابتدا اولويت ها و نيازها و مسائل، علايق، انتظارات، اهداف و … خود را بشناسيم .
ب) شناخت كافي از طرف مقابل
ج) آگاهي از وظايف، تكاليف و مسئوليت هاي همسري
د) تناسب و سنخيت از لحاظ اخلاقي، اعتقادي، فرهنگي، اقتصادي، سن و سال، تحصيلات، ظاهري و جسماني، خانوادگي، شخصيتي و … 69
بند دوم: عوامل موثر در ازدواج ناموفق
الف) ازدواج هاي عجولانه: ازدواجي كه از روي شناخت و بررسي كافي صورت نگيرد.
ب)ازدواج هاي غير صادقانه: ازدواجي كه با پنهان كاري، اطلاع اشتباه دادن، فقط خوبي ها را نشان دادن و … شكل بگيرد.
ج) ازدواج هاي صرفاً احساسي: ازدواج هايي كه معمولاً جاذبه هاي جنسي عامل آن ها باشد.
د) ازدواج هاي بدون تناسب: ازدواج هايي كه سنخيت و تناسب (سني- فرهنگي- تحصيلي- اجتماعي- خانوادگي- شخصيتي و …) در آن ها راه ندارد.
ن) ازدواج هاي بدون آمادگي: ازدواج هايي كه دو طرف يا يكي از آن ها به بلوغ فكري، اجتماعي، جنسي، شخصيتي و … نرسيده باشند.
هـ) ازدواج هاي بيمارگونه: ازدواج هايي كه از ابتدا با شخصي صورت مي گيرد كه بيماري خاص دارند مثل اعتياد، ايدز، فساد اخلاقي، بيماري رواني)
ر) ازدواج هاي خياباني: ازدواج هايي كه بين دو طرف در كوچه و بازار و … بدون شناخت يكديگر عجولانه صورت مي گيردو
م) ازدواج هاي تحميلي: ازدواج هايي كه بدنبال فشار و اصرار والدين وصورت بگيرد. كه خود فرد راضي به آن ازدواج نيست كه در مباحث بعدي به انواع آن و راه هاي مقابله با آن مي پردازيم.
خ) ازدواج هاي بدون مشورت: ازدواج هايي كه بدون راي و نظر و همفكري ديگران صورت بگيرد.
ل) ازدواج هاي اجباري: ازدواج هايي كه به ناچار فرد به آن تن مي دهد و يك ازدواج را بر خود تحميل مي كنند. ازدواج خود تحميلي نيز علل گوناگوني دارد كه در اين تحقيق به اين علل نيز پرداخته خواهد شد با توجه به اين نكته كه تنها والدين نيستند كه ازدواج را بر فرزندانشان تحميل مي كنند بلكه گاهي والدين يا اطرافيان باعث مي شوند كه فرزندان ازدواج ناموفقي را به خود تحميل كنند.
ي) ازدواج هاي تك بعدي: ازدواج هايي كه فقط بر اساس يك بعد از طرف مقابل صور ت مي گيرد. فقط زيبايي او يا مال او يا جايگاه اجتماعي او صورت بگيرد.70

فصل دوم: ازدواج تحميلي
مبحث اول: پيشينه تاريخي ازدواج تحميلي و انواع ازدواج هاي اجباري
در طول تاريخ و اقصي نقاط جهان، اقوام و اشخاصي بوده اند كه زنان را همچو كالا يا وسيله اي براي مقاصد سياسي، اقتصادي و رفع اختلاف قبايل پنداشته اند و بي آنكه به آرزوها، انتظارات و حقوق طبيعي آنان كمترين توجهي نمايند، آن ها را در يك شرايط ناخواسته وادار به ازدواج ناخواسته، وادار به ازدواج و زناشويي اجباري نموده اند. برخي از انواع ازدواج هاي اجباري در طول تاريخ به شرح ذيل است:
گفتار اول: ازدواج ربايشي
در ازدواج ربايشي، قبيله اي كه همه افتخارش جنگاوري و نبرد تعريف شده بود، شيوه خاص را در همسر گزيني اتخاذ مي نمود. در اين شيوه مرد با اسب، دختري را كه بر اسب نشسته دنبال مي كرد و دختر تلاش مي نمود تا از دست او فرار كند، چنانچه مرد مي توانست او را به چنگ آورد، همسرش را ربوده بود. ويل دورانت اين رسم را در اسپارت نيز مشاهده كرده است. در اسپارت پدر و مادر، مسئول تدارك ازدواج فرزندان خود بودند، داماد براي تصاحب عروس پول نمي پرداخت، وي مي بايست عروس را به زور از خانه اش بيرون بكشد عروس موظف است كه در مقابل او ايستادگي نمايد، از اين رو در نزد اسپارتيان كلمه زناشويي به معني ربودن بود، در مواردي نيز جمعي از مردان و زنان مجرد را كه از لحاظ عود مساوي بودند، در اتاقي تاريك گرد مي آوردند تا در تاريكي، هريك از مردان شريك خود را از ميان دختران برگزيند.71
در برخي ملل قديم نظير هندوها و چيني ها و بسياري از قبايل وحشي، ازدواج خارجي سه نوع بود كه يك قسم آن اسپر كردن و تصرف حيوان باركشي كه براي جمع آوري هيزم، آوردن آب و ساير كارها پر مشقت آن نواحي به كار آيد.72
گفتار دوم: ازدواج يغمائي
زناشويي يغمائي در عربستان دوران جاهليت بسيار معمول بود. منظور از ازدواج يغمائي يا زناشويي به وسيله تاراج آن است كه مرد يا زن را به منظور زناشويي بربايند و بريغما و تاراج ببرند. طرف يغماگر معمولاً مرد بود. اين نوع زناشويي بيشتر در زمان جنگ و نزاع و شبيخون اتفاق مي افتاد كه طرف پيروز همه چيز از جمله زنان را به يغما و اسارت مي برد. برخي محققان معتقدند علت نفرت عرب جاهليت از دختر و زنده به گور كردن وي، بيشتر در اثر رسم ازدواج يغمائي بوده است.73

گفتار سوم: ازدواج ورّاثي
در كشور گابن، سابقاً بعد از مرگ شوهر ، زن يا زنان وي متعلق به وراث يا وارثان قانوني او بود. وراث مي توانست يا خود از زن استفاده كند يا او را ئبه اقوام دورتر متوفي انتقال دهد. در قبيله “پايباي” آفريقا، پسر، زن بيوه پدر را بر ارث مي برد و اگر مادرش نبود مي توانست با او همبستر شود. 74
گفتار چهارم: ازدواج از طريق خريد همسر
نظام پدر سالاري و انتساب فرزند به پدر موجب شده بود تا مردان براي همسر گزيني به خريد همسر يا همسراني اقدام نمايند، اين وضع با كالا شدن يا كالا پنداري زنان همراه بوده و در طول تاريخ به صور گوناگوني صورت گرفته است. در بابل كساني كه دختران در سن ازدواج داشتند، آن را به محلي مي آوردند و دلال ها آن ها را توصيف كرده و مي فروختند، ولي هر يك از دختران را فقط به شرطي به فروش مي رساندند كه همسر ناميده شوند. به همين مناسبت نيز در عصر “هومر” در يونان باستان، از دختران “گاوآور” نام برده مي شود، به زعم “گونتر” خريد زن، اساسي ترين شكل ازدواج بين اقوام هند و اروپايي و مرز آلماني نژاد بوده است، به طوري كه ازدواج از طريق خريد در حقيقت همان ازدواج هند و اروپايي است. “لوي” نيز در بين اقوام ساكن در آمريكاي شمالي به همين رسم اشاره مي كند.75
در روم قديم يكي از اقسام رايج ازدواج، خريد و فروش دختر بود. در اقوام بدوي دختر را به معناي واقعي و حقيقي مي فروختند. قيمت دختران جوان تر بيشتر بود. زيرا آن ها ازدواج را تمري تجاري مي دانستند كه رضايت فرد در آن بي اهميت است. در اين قسم ازدواج (خريد زن) براي اقوام بدوي دو خاصيت وجود داشت: اول استفاده مادي از زن به وسيله كار كردن و دوم، هر نوع معامله اي كه مرد صلاح مي دانست كه با زن انجام دهد نظير اجاره دادن، قرض دادن، معاوضه كردن و فروختن او.76
گفتار پنجم: ازدواج سياسي
يكي از انواع ازدواج تحميلي كه در ايران و ساير ملل ريشه كهني دارد، ازدواج دختران براي رفع خصومت و فرو نشاندن آتش جنگ و خونريزي بوده است، چنين ازدواجي اغلب به عنوان نفع و صلاح كشور شمرده مي شد. در اين نوع ازدواج دختر پادشاه يا يكي از بزرگان و اشراف زادگان كشور بنا به مصالح سياسي با شاهزاده يا پادشاه كشور ديگر ازدواج مي نمود. به طور نمونه ازدواج خسرو انوشيروان با دختر خاقان ترك از اين نوع ازدواج است. خاقان ترك اطلاع مي يابد كه انوشيروان به قصد جنگ به حركت در آمده است، اين خبر موجب نگراني وي مي شود. ناگزير براي چاره انديشي با بزرگان و خردمندان به مشورت مي نشيند، آنان به اتفاق تنها راه جلوگيري از جنگ و ايجاد صلح و دوستي را وصلت با انوشيروان مي دانند، انوشيروان فرستادگان خاقان را مي پذيرد و از پيشنهاد ازدواج، استقبال مي كند، اين وصلت و خويشاوندي جنگ مهيبي را به صلح و آرامش مبدل مي كند.77
گفتار ششم: ازدواج مبادله اي
ازدواج مبادله اي يكي از رسومي است كه در مناطقي از ايران و كشمير رواج داشته و گاهي به نام “گاو به گاو” يا “زن به زن” نيز ناميده شده است. بر طبق اين رسم دختران يا مادران بيوه وادار به ازدواج با پسر يا مرد خانواده اي مي شوند كه برادر يا پدر آن ها خواهان ازدواج با دختر يا مادر آن خانواده باشد. ازدواج مبادله اي صور گوناگوني دارد.
بند اول: در اين نوع ازدواج، خواهران به عنوان همسر مبادله مي شوند
به روايت “گونتر” در استراليا و گينه نو و بخشي از اقيانوسيه رسم رايج بر اين است كه دو مرد، خواهران خود ورا به عنوان ازدواج مبادله نمايند. در استراليا هم مرد، زن نمي گرفت. مگر اينكه خواهران يا دختران خود را در ازاي زني كه گر فته بود، به آن خانواده مي داد .
بند دوم: در ميان شاهزادگان اروپا، مبادله يك برادر يا يك خواهر از يك خانواده با يك برادر و يك خواهر از خانواده ديگر وجود داشته است.
بند سوم: هرگاه فردي از يك كلان به ناچار دختري از كلان ديگر را مي گرفت و به رسم همخوني تونمي احترام مي گذاشت، بايد كلاني كه دخترش ازدواج كرده است، دختري را در ازاي آن

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید