انسان مجموعه‌ای است از بدن، اعصاب، روح و روان. از این رو نیاز است که تمام جنبه‌های حیات او مد نظر قرار گیرند. در واقع وقتی از انسان به عنوان موجودی یکپارچه، با تمام ویژگی¬های گوناگونش صحبت می شود لازم است علاوه بر جنبه‌های زیستی او جنبه‌های اجتماعی،روحی، روانی و معنوی‌اش هم مد نظر قرارگیرد. بنابراین دین به عنوان یکی از جنبه¬های روحی و روانی انسان، از موضوعات مهم و خاص بوده و بررسی تاثیرات آن می¬تواند از نظر بهداشت روانی کمک حال انسان باشد (اختیاری و دهقانی¬آرانی،1390).
از آنجا که دانشجویان از اقشار مستعد و برگزیده جامعه و سازندگان آینده کشور خویش هستند و سطح سلامت و کیفیت زندگی آنها تأثیر بسزایی در یادگیری و افزایش آگاهی علمی و موفقیت‌هاي تحصیلی‌شان خواهد داشت، ضروری به نظر می‌رسد كه مسائل بهداشت و سلامت مربوط به جنبه‌هاي شناختي، عاطفی و روانی این قشر عظیم، جدی تلقی شود و مورد رسیدگی قرار گیرد. و چون در هر جامعه توجه به وضعیت سلامت جسمی، روانی، اجتماعی، فرهنگی و علایق معنوی و فراهم آوردن زمینه لازم برای تحقیق یک زندگی پویا و سالم ضامن سلامتی آن جامعه برای سال‌های آینده به شمار می رود (کریمی و پیراسته، 2001).
«لَقَد خَلَقنَا الإنسانَ فی أحسَنِ تَقویم * ثُمَّ رَدَدناهُ أسفَلَ سافِلین»،( سوره تین، آیات 4-5.) در این آیه خداوند متعال، انسان را به امری بس عظیم و خطیر توجه داده است و آن این که چه حیاتی موجب حفظ و بقای مرتبه رفیع احسن تقویمی است و انسان چگونه باید زندگی کند که در وادی هولناک و از بین برنده اسفل سافلینی ساقط نشده و تازیانه¬های عذاب بر او نواخته نشود. زندگی فراخور نیک¬بختی و سعادتمندی چه ویژگی¬هایی باید داشته باشد و همچنین تباهی و نگون¬بختی که نشانگر انحطاط و شقاوتمندی است از چه نوع نادانی¬ها و گمراهی¬ها نشأت می¬گیرد؟ (جوادی آملی، 1391).
امام موسى¬بن¬جعفر علیه¬السلام می¬فرمایند: «وَجَدْتُ عِلْمَ النّاسِ فى أرْبَعٍ: أَوَّلُها أنْ تَعْرِفَ رَبَّكَ، وَالثّانِيَةُ أنْ تَعْرِفَ ما صَنَعَ بِكَ، وَالثّالِثَةُ أنْ تَعْرِفَ ما أرادَ مِنْكَ، وَالرّبِعَةُ أنْ تَعْرِفَ ما يُخْرِجُكَ عَنْ دينِكَ. تمام علوم جامعه را در چهار مورد شناسایى كرده¬ام: اوّلين آنها اين كه آفريدگار خود را بشناسى و نسبت به او شناخت پيدا كنى. دوّم، اين كه بفهمى كه از براى وجود تو و نيز براى بقاء حيات تو چه كارها و تلاش¬هایى صورت گرفته است. سوّم، بدانى كه براى چه آفريده شده¬اى. چهارم، معرفت پيدا كنى به آن چيزهایى كه سبب مى-شود از دين و اعتقادات خود منحرف شوى يعنى راه خوشبختى و بدبختى خود را بشناسى و در جامعه چشم و گوش بسته حركت نكنى.» (کلینی، 1369).
امام خمینی (ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران می¬فرماید: «بدان ای عزیز که چنانچه از برای این بدن صحت و مرضی است و علاج و معالجی، برای نفس انسانی و روح آدمیزاده نیز صحت و مرض و سقم و سلامتی و علاج و معالجی است. صحت و سلامت آن عبارت است از اعتدال در طریق انسانیت، و مرض و سقم آن اعوجاج از طریق و انحراف از جاده انسانیت است. و اهمیت امراض نفسانیه هزاران درجه بیشتر از امراض جسمانیه است.» (امام خمینی (ره)، 1371).
ایشان با این بیان به این نکته اساسی اشاره فرمودند که دنیا فقط همین بعد ظاهری و جسمی ما نیست که تمام هم و غم¬مان اصلاح و آبادانی جسم و بدن باشد و اگر دچار بیماریی در بدن شدیم دنبال درمان آن باشیم و توجهی به بعد روحانی خود نداشته باشیم. بلکه باید بدانیم که در پس این دنیای فانی و پست بعد دیگری برای انسان است به نام بعد معنویت و روحانیت، که اگر سلامتی برای بدن هست برای روح نیز می¬باشد. اگر بدن بیمار می¬شود، روح نیز بیمار می¬گردد و مهمترین بیماری روحی که از هزاران بیماری جسمی خطرناکتر می¬باشد، انحراف از جاده انسانیت و دوری از خداوند متعال است.
در عصر حاضر به علت پیشرفت¬های فناوری و تأثیر مستقیم آن بر کیفیت زندگی انسان، پرداختن به مسأله سلامت و عوامل تأثیرگذار بر آن اهمیت ویژه¬ای یافته است و تأمین سلامتی افراد جامعه یکی از مهم¬ترین مسائل اساسی در هر کشوری محسوب می¬گردد. مطالعات علمی وسیعی که در این زمینه صورت می¬گیرد، می¬تواند با شناسایی دقیق¬تر عوامل تهدیدکننده سلامتی و رفع ابهامات و پیچیدگی¬های مربوط به بیماری¬شناسی، کیفیت و سبک ¬زندگی و علل آسیب¬های اجتماعی، راهگشای برنامه¬های ارتقاء سلامت جسمانی، روانی و اجتماعی باشد (نایدو و ویلز ، 2008).
با توجه به مطالب ذکر شده، جامعه¬ای از سلامت روان و جسم بهره¬مند می¬شود که به آموزه¬های ناب اسلامی پای¬بند باشد و خود را موظف به انجام دستورات و راهکارهای آن بداند.
1-2- بیان مسأله
تامین و حفظ سلامتی یکی از اهداف عالی انسان است که برای تحقق این هدف تمام کشورها بخش قابل توجهی از سرمایه های مادی ومعنوی خود را به آن اختصاص می دهند. کشور ایران بر اساس حکومت اسلامی اداره می شود، علاوه بر قوانین مدون ملی در دین مقدس اسلام نیز برای نیل به این هدف دستورات صریحی بیان شده است. یکی از روشهای توانمند کردن شخص ، سلامت فکر و جسم است تا بتوانیم خود را از طریق آموزش و تعلیم و تربیت به مدارج بالای انسانی است (رونقی ،1389).
طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی، «بهداشت روان ، توانایی کامل برای ایفای نقش‌های اجتماعی، روانی و جسمی است (گنجی، 1376)؛ و با توجه به هدف بهداشت روانی، که باید شرایطی فراهم آید تا عوامل مخربی که روان بشر را می‌آزارد و راحتی درونی را از او سلب می‌کند از بین برده شود به گونه‌ای که آسایش و رفاه او تأمین شود و تشویش خاطر نداشته باشد» (صانعی، 1382).
همچنین اهداف بهداشت روان یا سلامت روان از دیدگاه اسلام، عبارتند از: الف) پیشگیری ب) ایجاد زمینه برای رشد و شکوفایی استعدادهای فطری که شامل فطرت زیستی و فطرت روحی است. ج) تقویت ابعاد اخلاقی د) اصلاح و درمان بیماریهای روانی ه) رشد و تعالی معنوی (سالاری¬فر، آذربایجانی و رحیمی¬نژاد، 1390).
اگرچه بهداشت روانی، به عنوان یک رشته علمی از غرب و عمدتاً با تلاش¬های روان¬شناسان شروع شد و توسعه و تحول یافت، ولی متون مقدس ادیان الهی خصوصاً آیات قرآن و کلمات اولیای دین اسلام نشان می¬دهد که مفاهیم بهداشت روانی به نحو کامل¬تری در آموزه¬های دینی ما وجود دارد. از این منظر، مباحث مربوط به اخلاق و تربیت، بخش مهمی از بهداشت روانی را تشکیل می¬دهد. تأثیر این مباحث در بهداشت روانی انسان چنان با اهمیت و حیاتی است که خداوند آن را مهم¬ترین هدف بعثت انبیاء قرار داده است.( سوره جمعه، آیه 2.)
فرض بر این است که اگر مطابق آداب و فرهنگ و اصول رفتار شود خیلی از این معضلات کاسته می¬شود، اما اگر از روشی استفاده شود که در تضاد و تعارض با این روش است این تعارض دائمی سلامت روان را به خطر می¬اندازد. به همین دلیل رهبر معظم انقلاب این خطر را گوشزد نمودند، و فرمودند: «سبک زندگی بخش اساسی پیشرفت و تمدن‌سازی نوین اسلامی، و تقلید نکردن از غرب لازمه شکل‌گیری فرهنگ زندگی اسلامی است.» (امام خامنه¬ای، 1391).
زاویه نگاه ما به دین (اسلام) و راهنمایان آن، بعد سلامت¬آفرینی و ایمنی¬بخشی آنهاست. ما در پی پاسخ به این سؤال هستیم که «اسلام و رهبران آن چگونه انسان را به سوی سلامت و امنیت سوق می-دهند؟» در پاسخ باید به چند نکته اشاره شود: اول اینکه اسلام خود را دینی ثابت و استوار توصیف نموده است.( سوره روم ،آیه 43.) دوم اینکه اسلام خود را مایه خیر و سعادت انسان معرفی کرده است.( سوره آل-عمران، آیه 110.) سوم اینکه پذیرش اسلام را زمینه بهره¬مندی از نور الهی قرار داده است.( سوره زمر، آیه 22.) همه این مفاهیم عام، یعنی ثبات، سعادت و نورانیت، با سلامت روان ارتباط دارند. در مقابل آیاتی که متضمن مفاهیم ظلمت، خسران و … هستند، مفاهیمی عام در ارتباط با بیماری و ناهنجاری روانی هستند. در مورد دسته اول می¬توان به کلام علی علیه¬السلام استناد نمود که: «اسلام راه روشنی است که شما را به خانه امن و سلامت می¬کشاند».( خطبه 94 نهج البلاغه.) «اسلام مهد سلامت و کانون کرامت و بزرگواری است»( خطبه 152 نهج البلاغه.) و «دستورهای اسلام موجب امنیت مردم می¬گردد».( خطبه 192 نهج البلاغه.)
اسلام بسیار تأکید دارد که انسان بر فطرت سالم خویش، زندگی خود را تنظیم کرده و از هر آنچه که موجب آسیب آن است پرهیز نماید. از نگاه کلان می¬توان گفت: رشد و تعالی انسان بالاترین خواست و آرزوی دین و رهبران الهی است. بنابراین خداوند و انبیای او پاکی، سلامت و کرامت و در نهایت تعالی انسان را هدف غایی تلاش¬های خود قرار داده¬اند (سالاری¬فر، آذربایجانی و رحیمی¬نژاد، 1390).
زمانی که انسان دردمند، از روش¬های کلاسیک درمان و از کمک دیگران ناامید می¬گردد، تنها راهی که برای نجات از اضطراب، افسردگی و دردهای جانکاه او باقی می¬ماند یاری جستن از ایمان و باور دینی است. به گفته جیمز: «اگر حقایق پزشکی را قبول داشته باشیم، پزشکان زیادی اظهار داشته¬اند که در بسیاری از موارد، دعا در بهبودی حال بیمار مؤثر بوده است.» (جیمز، 1993 ،ترجمه مهدی قائنی، 1372).
ان الانسان خلق هلوعا(19)اذا مسه الشرجزوعا (20) و اذا مسه الخیر منوعا(21)الاالمصلین (22)الذین هم علی صلاتهم دائمون(23) که انسان طبعاً مخلوقی سخت حریص و بی صبر است.چون زیانی به او رسد سخت جزع و بی قراری کند .و چون مال و دولتی به او رو کند منع احسان کند . مگر نمازگزاران حقیقی.آنان که دائم درنماز و طاعت الهی عمر گذرانند. در این آیه کاملاً واضح است که اگر انسان در نماز و اطاعت از خداوند عمرش را سیر کند در زندگی فردی و روابط اجتماعی خود بسیار موفق خواهد بود و انسانهایی که از نماز و اطاعت خداوند دور هستند بی قرار و بی صبر و به لحاظ روانی به نوعی درگیر فکری دارند و حس انسان دوستی در آنها بسیار کمرنگ است و یا وجود ندارد در روابط بین فردی و روابط اجتماعی خود دچار مشکل هستند.( سوره معارج، آیه 19-23.)
فرض بر این است که اگر مطابق آداب و فرهنگ و اصول رفتار شود خیلی از این معضلات کاسته می¬شود، اما اگر از سبکی استفاده شود که در تضاد و تعارض با این سبک است این تعارض دائمی سلامت روان را به خطر می¬اندازد. به همین دلیل رهبر معظم انقلاب این خطر را گوشزد نمودند، و فرمودند: «سبک زندگی بخش اساسی پیشرفت و تمدن‌سازی نوین اسلامی، و تقلید نکردن از غرب لازمه شکل‌گیری فرهنگ زندگی اسلامی است.» (امام خامنه¬ای، 1391).
در اهمیت و ضرورت انجام این تحقیق بیان این نکته لازم است، با توجه به اینکه در جامعه¬ای که ما در آن زندگی می¬کنیم، اسلام مبنای مناسبات اجتماعی قرارگرفته است، این تحقیق قصد دارد آثار و نتایج دین را در زندگی خصوصی، اجتماعی و روانی افراد مورد بررسی قرار داده، با روشن شدن نقش دین در تمامی ابعاد زندگی، می¬توان از آن جهت کمک به بهداشت روانی افراد استفاده کرد. تامین و حفظ سلامتی یکی از اهداف عالی انسان است که برای تحقیق این هدف تمام کشور ها بخش قابل توجهی از سرمایه های مادی و معنوی خود را به آن اختصاص می دهند. کشور ایران بر اساس حکومت اسلامی اداره می شود .علاوه بر قوانین مدون ملی در دین مقدس اسلام نیز برای نیل به این هدف دستورات صریحی بیان شده است . یکی از روش توانمند کردن شخص، سلامت فکر و جسم است تا بتوانیم خود را از طریق آموزش و تعلیم و تربیت به مدارج بالای انسانی است(حکم آبادی، 1389).
مذهب در لغت به معنای کیش، طریقت و مسئولیتی است که معطوف به امر مقدس در دو بعد دین¬آشنایی و دین¬باوری می¬شود. نگرش دینی، نگرش به امور ماورایی است که به موجب آن مشکلات روحی حل گشته و احراز و تقویت آن موجب یگانگی، ثبات، استمرار و پایداری فرد در جامعه می¬شود (آرون ، 1989؛ به نقل از ضیایی، 1392).
دین و مذهب یکی از اساسی¬ترین و مهمترین پدیده¬هایی است که جامعه بشري به خود دیده است، به طوري که هیچ¬گاه بشر خارج از این پدیده زیست نکرده است . آلپورت ، روانشناس‌ برجسته‌ی آمریکایی‌ در گستره‌های‌ شخصیت‌ و روان‌شناسی‌ اجتماعی‌ است. وی‌ عمیقاً‌ دیندار بود و گاهی‌ نیز در خصوص‌ نقش‌ دین‌ در زندگی‌ مطالعه‌ می‌کرد. نظام‌دارترین‌ بحث¬های‌ او در این‌ حیطه‌ در کتاب‌ کوچکی‌ تحت‌ عنوان‌ «فرد و دینش» گردآوری‌ شده‌ است‌. آلپورت‌ بر آن‌ است‌ که‌ احساسات‌ دینی‌ نه‌ ماهیتی‌ صرفاً‌ عقلانی‌ دارند و نه‌ کاملاً‌ غیرعقلانی، بلکه‌ بیشتر تلفیقی‌ از احساس‌ و تفکر منطقی‌ است. در واقع‌ دینداری، فلسفه‌ای‌ از زندگی‌ برای‌ فرد ارائه‌ می‌کند که‌ نه‌ تنها ماهیتی‌ عقلانی‌ دارد بلکه‌ به‌ لحاظ‌ احساسی‌ و هیجانی‌ نیز ارضا کننده‌ است. بنابراین، آلپورت‌ نتیجه‌ می‌گیرد که‌ تمام‌ ادیان‌ بزرگ‌ دنیا نوعی‌ جهان‌بینی برای‌ پیروان‌ خود به‌ ارمغان‌ می‌آورند که‌ هم‌ سادگی‌ منطقی‌ دارد و هم‌ زیبایی‌ هارمونیک (واتسن و قربانی،2003؛ به نقل از بناکار حقیقی،1388).
علامه طباطبایی در اثر معروف خود «شیعه در اسلام» تعریفی این چنین از دین ارائه می¬دهد اعمالی که انسان¬ها در زندگی جمعی و شخصی در مسیر زندگی انجام می¬دهند و براساس یک نظم و ارتباط می¬باشد و تحت نظامی است که از آن تخطی نمی¬کنند، در حقیقت از یک نقطه مشخص سرچشمه می¬گیرد و آن این است که انسان می¬خواهد یک زندگی سعادتمندانه داشته باشد که در آن می¬تواند کامروا بوده و نیازمندیهاي خود را در جهت بقاي وجود به¬طور کامل¬تري رفع نماید. بنابراین مجموع اعتقادات انسان¬ها در زمینه وجود انسان¬ها و مقررات متناسب با این اعتقاد که در مسیر زندگی مورد عمل قرار می¬گیرد، دین نامیده میشود و اگر انشعابی در دین پدید آید، هر شعبه را مذهب می نامند (علامه طباطبایی،1362؛ به نقل از نوابخش ، 1388).
از زمانی که ثرندایک در سال 1920 هوش را به عنوان «هوش اجتماعی» توانایی شناخت افراد و توانایی عمل خلاقانه در روابط انسانی ،«هوش مکانیکی» مهارت های ساختن وبه کار بردن ابزار و وسایل و «هوش انتزاعی»توانایی کاربرد کلمات ، اعداد و اصول علمی تعریف کرد؛ هوش اجتماعی به مهم ترین موضوع بحث تبدیل شد. نجهولت ، استاک و نیشیدا (2009) هوش اجتماعی را به عنوان توانایی ضروری برای افراد به منظور ارتباط ، درک و تعامل مؤثر با دیگران تعریف کرده اند. به نظر سلز (2007) هوش اجتماعی می تواند به طور گسترده ای به عنوان یک نوع هوش که در پشت تعاملات و رفتار ها قرار دارد ، تعریف شود. والنیوس ، پوناماکی و ریمپلا (2007) هوش اجتماعی را درک بهتر از روابط بین انسان ها ، احساس ها ، افکار و رفتارها تعریف کرده اند. کراون (2009) آن را به عنوان دو نوع هوش فردی که به دو جنبه هوش درون فردی و هوش بین فردی که شامل دانش و آگاهی در مورد خود و دیگران است تعریف کرده است.
از دیدگاه گلمن (2006) هوش اجتماعی یعنی مهارت عاطفی که برای حفظ ارتباط های نزدیک در دوستی ها ، ازدواج یا ارتباط شغلی لازم است . این مهارتها در کودکی جوانه می زند و در طول زندگی شکفته می شود.هاچ وگاردنر (به نقل از گلمن ، ترجمه پارسا ،1383)معتقدند افرادی که دارای هوش اجتماعی هستند خصوصیاتی از جمله ، سازماندهی گروه ، مذاکره برای حل مساله ،روابط شخصی واستعداد همدردی و دلجویی از دیگران و تجزیه و تحلیل اجتماعی و شناخت و بصیرت درونی راجع به عواطف ،انگیزه ها و علایق دیگران را دارا هستند.هوش اجتماعی می تواند سرسختی در عقیده و تضاد را از طریق درک و حرکت دادن مردم به سوی اهداف مشترکشان تغییردهد . درک اولیه هوش اجتماعی به عنوان ترکیبی از مهارتها از طریق رفتارهای آموخته شده و سپس تعین اثر رفتار یک فرد بر دیگران امکان پذیر است.
آیا رابطه معناداری بین سلامت روان با باورهای مذهبی و هوش اجتماعی در دانشجویان وجود دارد؟
1-3- اهمیت وضرورت پژوهش
اهمیت این پژوهش از آن جهت است که قصد دارد سلامت روان را بر اساس باورهای مذهبی و هوش اجتماعی پیش بینی کند. انسان کنونی در مرحله گذر از دوران مدرن به سوی دنیای پست مدرن است، امام تصویر زندگی اجتماعی او با دل زدگی ، مادی گرایی ،افسردگی ، اضطراب از آینده و نداشتن پشتوانه امن اجتماعی مخدوش است . معنویت برای جمعیت قابل توجهی از مردم جهان مهم و حیاتی است. حتی در جوامع فرامدرن نیز برخلاف انتظار ، معنویت طالب زیادی دارد و از عناصر مهم زندگی افراد جامعه است شبکه بین المللی بین الادیانی حقوق بشر اعلام کرده است که توجه به باورهای مذهبی و معنوی یک پدیده بین المللی است وقتی انسان ها تکیه گاهی ماورای به نام خدا داشته باشند تحمل ناکامیهای زندگی ، اضطراب های روزمره ، تنهایی و آسان تر می شود.داشتن معنا و هدف در زندگی ، احساس تعلق داشتن به منبعی والا ، امیدواری به کمک و یاری خداوند در شرایط مشکل زای زندگی ، برخورداری از حمایت های اجتماعی و حمایت روحانی همگی از جمله منابعی هستند که افراد مذهبی با برخورداری از آن ها می توانند در مواجهه با حوادث فشارزای زندگی آسیب کمتری را متحمل شوند.به طور کلی مذهب در تمام عواملی که می توانند نقش موثری در استرس داشته باشند از قبیل : ارزیابی موقعیت ، ارزیابی شناختی از خود فرد ، فعالیت های مقابله و منابع حمایتی نقش کاهش دهنده دارد. با این که بسیاری از افراد در امور فردی دین با هم اتفاق نظر ندارند و بحث و مجادلات فراوانی بر سر آن می کنند ولی به طور کلی و عمومی به ارکان ثابتی پایبند هستند و آن اتفاق نظر دارند (رونقی ،1389).
در عرصه زندگی فردی و اجتماعی، از مباحث بسیار ضروری جامعه کنونی ما است. ارکان اصلی