و سازوکارهای موجود در آنها می شوند (دادگه،1980؛فرام،1982). به عبارت دیگر طرحواره ها پایه های شناختی خودکفایی هستندکه به جستجوی اطلاعات همسوبا طرحواره پرداخته ،اطلاعات ناهماهنگ را کنار زده و به رویداد های خنثی معنی می بخشد(فیسک،1991؛هرلون،1984).
از آنجایی که طرحواره ها اینگونه تجارب ما را شکل می دهند ؛ نحوه ادراک ، تفسیر و بازخوانی فرد از اطلاعات در استنباط محتوا و ساختار دانشی است که آنها مدیریت و راهنمایی می کنند.
اطلاعات بیشتر در باره ساختار های شناختی فرد و محتوای ذخیره شده در آنها از طریق بررسی محصولات شناختی بدست می آید(هولون ،1987؛کندال،1992). محصولات شناختی ، افکار ، اسنادها،تصمیم ها و باورهای قابل دسترس هستندکه محصول نهایی کارکردهای گسترده سیستم شناختی می باشند(اینگرام،1989) آنها بروندادهای گفتاری یا غیر گفتاری ادراک اجتماعی اند اما از آنجایی که براحتی تمایل به سو گیری جذابیت اجتماعی دارند، قابل اطمینان نبوده و میزان صحت و درستی آنها محدود به اینست که افراد تا چه اندازه راجع به کارکرد شناختی آنها اطلاع یابند.
2-4-6- پردازش اطلاعات
عاطفه هم می تواند هم بر فرآیند تفکر (چگونگی برخورد ما با اطلاعات اجتماعی) و هم بر محتوای تفکر، قضاوت ها و رفتارها (آنچه ما فکر می کنیم عمل می نماییم) ، اثر بگذارد. اساساً تعاملات اجتماعی غیر قابل پیش بینی ،مستلزم فکر باز و تفکر سازنده هستند.عاطفه ی مثبت در درجه ی اول ممکن است افکار و ایده های مثبت تری را به ذهن آورده ، به شکل گیری انتظارات خوش بینانه تر و پذیرش راهبردهای منسجم تر و همیارانه تری منجر شود.در مقابل ، عاطفه منفی ، خاطرات وافکار بدبینانه ومنفی تر را به خاطر آورده، به همیاری کمتر و در نتیجه تعاملات محدودتری منجرمی شود (فورگاس، 2000).
ارزیابی اخلاقی ؛ آخرین مرحله در پردازش اطلاعات اجتماعی، ارزیابی واکنش که ارزیابی ابعاد اخلاقی و قانونی حل مساله است ، می باشد(کریک، 1994). در تحقیقات ما ارزیابی اخلاقی حول مباحثی چون تایید یا عدم تایید پرخاشگری است. تایید اخلاقی در دو سطح مورد ارزیابی قرار می گیرد: عمومی و کاربردی و هردو شامل دو عامل می شوند.
آیتم های ارزیابی تایید یا عدم تایید اخلاقی پرخاشگری در سطح عمومی چیرامون مسائلی نظیر درستی یا نادرستی پرخاشگری صرفنظراز علل وعوامل توجیهی آن نادرست است . در برابر این قاعده که نمی توان گفت پرخاشگری نادرست است.سطح کاربردی به نحوه کنار آمدن فرد با مسائل اجتماعی یا بعبارتی دیگر به تمایل فرد در استفاده از پرخاشگری به عنوان روشی برای حل مساله اشاره دارد.
عوامل موجود در سطح عمومی تایید اخلاقی ، نسبیت و مطلق گرایی هستند. مفهوم نسبیت به این معناست که هیچکس نمی تواند بگویدکاری درست است یا نادرست زیرا باید ابعاد مختلف آن نظیر علل ، انگیزه ها و پیامد های آن مورد بررسی قرار گیرند.مطلق گرایی شامل نگر های کاملاً منفی به پرخاشگری می شود صرفنظر از اینکه علل توجیهی آن چیست . عوامل موجود در سطح کاربردی تایید اخلاقی ، عبارتند از منطقی بودن و تایید نکردن .
منطقی بود به تایید پرخاشگری بعنوان روش واقعی کنار آمدن با مسائل اجتماعی بخاطروجود یکسری علل توجیهی اشاره دارد(از قبیل موقعیت،قصد و نیت ، پیامد) زدن درست است اگر طرف مقابل شروع کند . تنبیه نادرست نیست اگر بدانید که آن موجب متوقف شدن رفتار نادرست می گردد، پرخاشگری نادرست نیست اگر بدانید که آن موجب متوقف شدن رفتار نادرست می گردد، پرخاشگری نادرست نیست اگر منظوری نداشته باشید.
پرخاشگری نادرست نیست اگر اتفاق نیفتد. تایید نکردن به در نظر گرفتن پرخاشگری بعنوان شیوه رفتار غیر اجتماعی صرفنظر از شرایط موقعیتی آن اشاره دارد(پاکاسلاتی، 1997). معلوم شده است که بطور کلی تایید پرخاشگری ، موجب افزایش رفتار پرخاشگری و عدم تایید آن موجب کاهش آن می گردد.به بیان دقیق تر،منطقی بودن و مطلق گرایی به ترتیب همبستگی مثبت و منفی با پرخاشگری دارند(پاکاسلاتی،1997) بعنوان قاعده کلی نگرش های اخلاقی رابطه آماری معناداری با رفتار دارند اما نمی توانند واریانس آن را بخوبی تبیین کنند(5/4 درصد، ماکزیمم) اما در هر صورت ، نگرش های اخلاقی در ترکیب با راهبردهای حل مساله واریانس رفتار را خیلی بیشتر ازخود راهبردها تبین می کنند(9درصد، ماکزیمم). بویژه ترکیب مطلق گرایی پایین و سطوح بالای از راهبرد های پرخاشگرانه معنا دار می باشد.چنین ترکیبی عامل پیش بین فوق العاده ای از رفتار پرخاشگری است (پاکاسلاتی،1997).
برخی صاحبنظران دلایل برخورداری دانشجویان از تفکر انتقادی را در این موارد دانسته اند از جمله اینکه آنها به این موضوع آگاه شوند که اکتشافات و پیشرفتهای علمی به تنهایی نمی تواندجامعه راهدایت کند، بلکه این جامعه و افراد آن هستند که باید اکتشافات و پیشرفت های علمی را به بهترین وجه کنترل و هدایت کنند (گان و همکاران ، 2008). این نوع تفکر دانشجویان را قادر می سازد تا به طور مؤثرتری ، اطلاعاتی را که از طریق مطالعه کتاب ، اینترنت و دانشگاه ، درباره نظریه های رایج ، معیارها یا استانداردهای موجود و روش های مورد استفاده به دست آورده اند ، ارزیابی و سازماندهی کنند و به میزان صحت ارزشمندی و اعتبار آنها ، از طریق روش استدلالی پی ببرند و به این ترتیب آنها در تصرف خود در آورند (جوارنه و همکاران ،2008، ترجمه اطهری و همکاران،1388 ).
2-4-7- آگاهی اجتماعی
آگاهی از موقعیت ها و سیستم رفتار اجتماعی ، انسان ها راکنترل می کند همچنین یک مقدار معین بینش شخصی و آگاهی از احساسات شخص و الگو های عکس العملی ، خوب برخورد کردن با دیگران و بدست آوردن همکاری آن ها و دانش از سبک های تعاملو استراتژی ها است که می تواند به یک شخص در به انجام رساندن اهدافش در برخورد با دیگران کمک نماید که اصطلاحا” به آن هوش اجتماعی گفته می شود.هوش اجتماعی عبارتست از توانایی درک دیگران واینکه آن ها درموقعیت های مختلف اجتماعی ، چگونه عکس العمل نشان می دهند (سیلورا ،مارتینوس و دال ، 2001).
2-4-8- منش اجتماعی بودن
آیا با ایجاد بینش دینی مناسب تر که با منش اجتماعی جدید و ملایمی در پیوند است امیدی به پرهیز از فاجعه وجود دارد؟ فروم به این امر امیدوار است ، اگر چه از دیدگاه واقع گرایانه احتمال تحقق آن بسیار ناچیز است . بنیان گزاران چنین نگرشی از بودا گرفته تا اکهارت و مارکس و آلبرت شوایتزر چند هزار سال سابقه دارند . بنابر تفسیر فروم ااین متفکران دوران ساز عناصر مشترکی دارند ، اشتیاق آنان برای پایان دادن به جهت گیری داشتن اصرار شان بر استقلال کامل ، شکایت ماوراءالطبیعی ، دین ورزی بی خدایی آنان و اشتیاق به فعالیت اجتماعی با روحیه شفقت وهمبستگی انسانی(فروم، 1976).
بنظر فروم تحقق ساختار شخصیتی جدید بر مبنای حالت بودن مشروط است به پایبندی بهترین ذهن ها به ایجاد علم انسان گرایانه جدیدی درباره آدمی و نظام دولتی موثری که بر دموکراسی مشارکتی استوار باشد، تابتوان دور نمای جامعی بخردانه تر و سالم تر را پیش چشم نهاد.منش کاسب کارانه باید جای خود را به منشی زایا و عاشقانه بدهد و روحیه انسان گرایانه تند و جدیدی نوعی دین ورزی دور از تعصب و نهاد های دینی که کل زندگی اجتماعی را در بر می گیردبایدجانشین دین فرمانگر شود.این گونه دین ورزی حس تازه و کامل تری از پیوند با طبیعت و دیگر انسانها پدید می آورد و نیز موجب رشد مطلوب استعداد های انسان در خرد ورزی، شجاعت ، دلسوزی و عشق می شود.دیدگاه فروم بینشی جدید و ترکیبی است از شهر خدای اواخر قرون وسطی و ضد آن یعنی شهر زمینی پیشرفت در دنیای معاصر . فروم این ترکیب را یگانه جایگزین آشفتگی می داندوی آنرا شهر بودن می نامد(آلستون،1991).

2-4-9- کارکرد اجتماعی
اختلال در کارکرد اجتماعی ناشی از هراس اجتماعی است که یکی از انواع فوبی ها وزیر مجموعه اختلال اضطرابی می باشد. افراد مبتلا به ترس اجتماعی از تحقیر یا شرمنده شدن در موقعیت های متعدد اجتماعی واهمه داشته و از قرار گرفتن در موقعیت هایی که در معرض دید و یا قضاوت دیگران قرار گیرند، اجتناب می ورزندترس اجتماعی می تواند همراه اختلالات روانی دیگر نظیر افسردگی اساسی ، اضطراب منتشر ،وسواس ،هراس ، دیس تایمی و سوء مصرف مواد مخدر الکل باشد و از طرف دیگر خود می تواند زمینه ساز اختلال افسردگی اساسی باشد، ترس اجتماعی اگر شروعی زود هنگام داشته باشد باعث کاهش عملکرد اجتماعی افراد می شود متوسط سن شروع آن 15 سالگی است این افراد هیچ گونه تمایل به آغاز ارتباط با دیگران ندارندو با احساسی از ترس از هر موقعیتی که ممکن است در معرض داوری دیگران قرار گیرداجتناب می ورزد. برداشت یاتصویر مشخص از موقعیت های اجتماعی که احتمال دارد شخصیت ، ظاهر یا توانایی های او مورد سنجش و ارزیابی ضعیف دیگران قرار گیرد، می تواند واقعی یا خیالی باید. این افراد معمولاً در جمع متوجه به ظاهر و رفتار خود هستند و معیار های بالایی برای رفتار و عملکرد خود در نظر دارد.این افراد سعی می کنند تا تاثیر مثبتی بر دیگران بگذارندو جلوه عادی از خود ارائه دهند اما در عین حال معتقد است که قادر به این کار نیست این افراد پیش از روبرو شدن با موقعیت اجتماعی اضطراب زا بارها و بارها شرایط را به صورت ذهنی تصور می کنند و مسائل و موقعیتهای اضطراب بالقوه و نحوه برخورد با آن ها را در ذهن خود مرور می کنند. یک تجربه ناموفق اجتماعی می تواند شروعی برای اضطراب اجتماعی و اختلال در کارکرد اجتماعی باشد.

2-4-10- ارتباط مذهب و سلامت روان
دین از عوامل مهم تاثیر گذار در سلامت است. دین چهره جهان را در نظر فردی که نگرش مذهبی مثبت دارد دگرگون می سازد و طرز تلقی او را از خود خلقت و رویداد های پیرامون تغییر می دهد . فرد دیندار خود را تحت حمایت و لطف همه جانبه خداوند ، بزرگترین نیروی موجود می بیند و بدین ترتیب احساس اطمینان و آرامش و اذت معنوی عمیقی به وی دست می دهد . او خداوند را منشأ خیر و برکت می داند. بنابراین در نظر چنین فردی همه رویداد ها حتی بلایا و مصایب نعمت و آزمایشی از جانب خداوند تلقی می شوند. او خود را موظف می داندکه سختی هایی را که با قدرت عقل توجیه نیستند، با ایمان تحمل نماید تا به تکامل دست یابد.چنین فردی ناملایمات زندگی دچار ناامیدی و اضطراب نمی گردد،زیرا خداوند را حامی خویش می داند.او اطمینان دارد که این حوادث و رویداد ها گذرا هستند واو پاداش صبر خود را خواهد گرفت . فردی که نگرش مثبت دارد با همنوعان و اطرافیان خود رابطه خوب و مبتنی براحترام متقابل و محبت برقرار می کند(کروز،2003).
بین جهت گیری مذهبی درونی و اضطراب یک همبستگی منفی معنی دار و بین جهت گیری مذهبی بیرونی و اضطراب همبستگی مثبت معنی دار وجود دارد (بکر،1982).
کوئینگ و همکاران، (2009) میزان افسردگی آزمودنی هایی که در فعالیت های مذهبی شرکت می نمایند ، نصف آزمودنی هایی است که کمتر شرکت می کنند. قرآن کریم سلامتی روان و رسیدن به آرامش را یاد و ذکر خدا دانشته که : … الابذکرالله تطمئن القلوب ، همانا با یاد خدا دلها آرام می گیرد.
امروزه در بین دانشمندان و روانشناسان علم جدید گرایشهایی پیدا شده که بهترین وسیله ای که می توان بوسیله آن به آرامش و سلامت روان دست یافت، ایمان و یاد و توجه به خداوند تبارک و تعالی است. زیرا آنها معتقدند که در ایمان به خدا نیروی فوق العاده ای وجود دارد که نوعی قدرت معنوی به انسان متدین می دهد و او را در تحمل سختی های زندگی کمک می کند و از نگرانی و اضطراب دور می کند . ما به پیروی از مکتب حیات بخش اهل بیت علیهم السلام بر این باوریم که چون انسان برای هدف والای عبودیت و بندگی خلق شده «و ماخلقت الجن و الانس الالیعبدون»، جن و انس را نیافریدیم جز برای آن که مرا بپرستند، جسم و روح آدمی به صورت امانت الهی در اختیار او قرار گرفته و او موظف است که در حفظ و سلامتی آن بکوشد.هرگونه تلاش در زمینه وقتی در راستای عبودیت باری تعالی می باشد ، خود عبادت است . از این رو براهل بصیرت مخفی نیست که هر آنچه به عنوان بهداشت و درمان و پایداری ارزش آدمی سفارش شده ، هم زمان ما را متوجه بهداشت روان و سلامت روح و یاد پروردگار می کند.آزمودنی هایی که از جهت گیری مذهبی بالاتری برخوردارندافسردگی کمتری از خود نشان داده اند(پارکر،2003).
کوئنیگ(2009) حداقل 10 دلیل برای تبیین رابطه بین مذهب و سلامت روان ارایه می کند که به شرح زیر هستند:
1.مذهب باعث ایجاد نگرش مثبت نسبت به دنیا در فرد می شود و او را در مقابل رویداد های ناگوار زندگی مثل فقدان یا بیماری یاری می رساند.
2.مذهب به زندگی فرد معنا و هدف می دهد . داشتن معنا و هدف در زندگی نشان دهنده سلامت روان است .
3. مذهب باعث افزایش توانایی فرد در انجام کارها می شود.
4.افراد مذهبی با حوادث تروماتیک زندگی که قابل پذیرش نیستند ، راحت تر سازگارمی شوند.
5. مذهب باعث ایجاد امید در فرد می شود. امید باعث ایجاد انگیزه و انرژی در فرد می شود که او را به بهتر شدن اوضاع زندگی امیدوار می کند.
6. افراد مذهبی احساس آزادی شخصی بیشتری نسبت به دیگران می کنند. آنها وابستگی عاطفی کمتری به اطرافیان دارند.
7. احساس کنترل در افراد مذهبی به واسطه کردن ایجاد می شود؛ به این گونه که دعا کردن باعث احساس غیر مستقیم کنترل بر شرایط به ظاهر غیر قابل تغییر و ناگوار می شود.
8. افراد مذهبی از الگوی تصمیم گیری خاصی استفاده می کنند. این الگو فرد را در جهت افزایش تصمیم گیریهای مفید برای اطرافیان و خود و کاهش تصمیم گیریهای خود مخرب سوق می دهد و این امر تا حدی از شدت استرس های زندگی می کاهد.
9 . مذهب تنها منبع پاسخگو به سوالات نهایی است ؛ بویژه در موارد اضطراری که علوم قادر نیست به فرد کمک کند . این مساله بخصوص در موارد جدی مثل بیماریهای لاعلاج از اهمیت خاصی برخوردار است.
10. مذهب باعث برخورداری فرد از حمایت اجتماعی بیشتر می شود . این امر به سبب ارتباط فرد باجامعه مذهبی، روحانیون و حتی خداوند ایجاد می شود.
ج
2-5- تعریف مفاهیم و نظریه های مربوط به سلامت روان
سلامت روان پدیده¬ای است که از دیرباز مورد توجه مشاوران، روانشناسان و روان¬پزشکان بوده و متأثر از مجموعه¬ای از عوامل جسمی ، اجتماعی و شناختی می¬باشد (صادقی، 1386). بر اساس معیارهای جهانی، سلامتی تنها جنبه¬های جسمانی را دربرنمی¬گیرد، به گونه¬ای که سازمان جهانی بهداشت ، سلامتی را «حالتی که در آن فرد از نظر روانی، عاطفی و اجتماعی کاملاً سالم است و در او نشانه¬ای از بیماری و رنجوری مشاهده نمی¬شود»، تعریف کرده است (کامپاس، 2002).
سلامت عمومی بر اساس تعریف کاپلان سازگاری مداوم با شرایط متغیر و تلاش برای تحقق اعتدال بین تقاضاهای درونی و الزامات محیط در حال تغییر می¬باشد (گلدبرگ و کاتر، 1997).
در فرهنگ لغت کورسینی (1999)، سلامت روان را چنین تعریف می¬کند: «وضعیت روانی با ویژگی¬های بهزیستی عاطفی، رهایی نسبی از اضطراب و علائم بیماری¬های ناتوان¬کننده، و توانایی برقراری ارتباط سازنده و کنار آمدن با مقتضیات و فشارهای معمول زندگی»؛ و در تعریف دیگری چنین آمده است: «سلامت روانی عبارت است از اجرای موفق عملکرد روانی که به فعالیت¬های سازنده، ارتباطات رضایت¬بخش با دیگران، و توانایی سازگاری با تغییرات و کنار آمدن با ناملایمات منجر می-شود.»، آلپورت (1961) معتقد است تفاوت میان فرد سالم با فرد روان¬رنجور، آن است که افراد سالم نظر به آینده دارند، اما افراد غیر سالم روی حوادثی در گذشته انگشت می¬گذارند که وضعیت کنونی را برای آنان پدید آورده است (سالاری¬فر، آذربایجانی و رحیمی¬نژاد، 1390).
بهداشت روانی یعنی بهره¬مند بودن از احساس آرامش و امنیت درون و به دور بودن از نشانگانی همچون اضطراب و افسردگی و تعارض¬های مزمن روانی. از منظر دیگر، بهداشت روانی یعنی برخورداری از سلامت ذهن و اندیشه و تفکر. بدیهی است از آنجایی که درصد قابل توجهی از بیماری¬های جسمانی منشأ روانشناختی دارند، بهره¬مندی از بهداشت روان می¬تواند بر سلامت جسم اثر مثبتی داشته باشد. بدیهی است سلامت جسمانی نیز بستر مطلوبی برای احساس امنیت درون و سلامت ذهن و روان می-تواند باشد. مجموعه باورها، نگرش¬ها، تعهدات ارزشی، خصیصه¬های شخصی، هدف¬ها و جهت¬ها، در زندگی فردی و اجتماعی در چگونگی بهره¬مندی از بهداشت روانی مطلوب مؤثر می¬باشد (افروز، 1383).
بهداشت روانی و سلامت روانی ، به سلامت یا تعادل یا نرمالیته (بهنجاری) در ذهن، روان و رفتار گفته می¬شود، همین طور بهنجاری در احساس، ادراک، تفکر، قضاوت، هیجان، حافظه، گفتار و روابط بین فردی. روشن است که ضرورت این بهنجاری نبود بیماری روانی است و پیامد و همراه آن رشد، شکوفایی، محبت، سازگاری و تعالی است. در دو سه دهه اخیر به نقش بعد معنوی در سلامت روان انسان توجه زیادی شده و معنویت را هم بخش دیگری از سلامت روان یا سلامت انسان دانسته¬اند (بوالهری،1383).
اصطلاح بهداشت روانی بسیار کهنه و نارسا است. با ظهور گستره روانشناسی مثبت، مفهوم سلبی بهداشت روانی منسوخ شده است (قربانی،1380).
اما از نظر اسلام دو مقوله بهداشت و روان بدین گونه تعریف شده¬اند. مفهوم کلی بهداشت در اسلام، با ویژگی¬هایی چون تقدم پیشگیری، وحدت حقیقی، جامعیت برنامه، اعتدال و استفاده از سرمایه¬های انسانی و سادگی، تعریف می¬شود. این ویژگی¬ها در تأمین نیازهای چهارگانه هرم هستی انسان توانا است و مراد از نیازهای چهارگانه هرم هستی انسان، ارتباط فرد با خدا،